تعلیم و تربیت |
اگر مهربان باشی تورا به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش،
اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش،
نیکیهای امروزت را فراموش می کنند ولی نیکوکار باش،
بهترینهای خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد و در نهایت می بینی که هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم
استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید:
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند:
50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم
استاد گفت:
من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید:
خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری جسارتا“ گفت: دست تان بی حس می شود.
عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟
درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.
اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.
زندگی همین است!
ياد بگير اي رفيق:
1- با احمق بحث نكن و بگذار در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي كند
2- با وقيح جدل نكن چون چيزي براي ازدست دادن ندارد و روحت را تباه مي كند
3- از حسود دوري كن چون حتي اگر دنيا را به او تقديم كني باز هم از تو بيزار خواهد بود
4- تنهائي را به بودن در جمعي كه به آن تعلق نداري ترجيح ده
سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان,گردنیم اگر خنجر دوستان,گرده ایم
گواهی بخواهید:اینک گواه همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر برده ایم قیصر امین پور
"این بار دهم است که می خوانم، اما فکر می کنم چیزی در ذهنم نمانده است"، "تا نصف شب بیدار بودم و داشتم فرمولها را حفظ می کردم، اما اگر الان بپرسی هیچکدام یادم نیست و ......"
اینها فقط چند تا از شکوه های دانش آموزان و یا دانشجویان در شب و روز امتحان است. براستی چرا واقعا تا ساعتها پای دفتر و کتاب و جزوه های خود می نشینیم، از تغذیه و خواب خودمان می زنیم ولی احساس منفی ای در ما ریشه می دواند که انرژی هایی که صرف کرده ایم بی فایده بودند. غافل از اینکه نیازمند بازنگری در شیوه مطالعه خود هستیم.
با آموختن و پیاده کردن شیوه های صحیح مطالعه می توان امتحان و مطالعه کتب درسی را برای خود لذت بخش کرد.
داشتن یک برنامه ریزی اصولی و با دقت در مطالعه و نتیجه حاصل از آن بسیار تاثیر گزار است. بهتر است در برنامه ریزی هدف خود را مشخص کنید، میزان زمانی را که لازم است صرف هر درس کنید، نیز بنویسید. در این میان می فهمید که مطالعه برخی از دروس نیازمند صرف زمان زیادی است ولی برخی از دروس زمان زیاد را نمی طلبد.
اگر فرصت چند روزه برای شروع امتحانات یا در فواصل بین امتحانات دارید بهتر است چند درس را بطور همزمان مطالعه کنید، در این صورت کمتر خسته و دلزده از امتحان می شوید. تنوع دروس در این مواقع بسیار اهمیت دارد به این معنی که بطور مثال فیزیک وریاضی را با هم نخوانید بلکه ریاضی و ادبیات را با هم مطالعه کنید. در حین مطالعه هم ابتدا به کلیت مسئله و کتاب توجه کنید، سپس موارد مهم را بیشتر مد نظر بگیرید. یادداشت کردن نکات مهم و کلیدی و خط کشیدن زیر مطالب مهم کتاب بطور منسجم هم اهمیت دارد. مرور این نکات در زمان نزدیک به امتحان برای شما مفید خواهد بود بطوری مطالب کتاب را برای شما یادآوری می کند مطالبی را هم که یادداشت می کنید پراکنده و بی ارتباط با یکدیگر نباشد.
پاداش دادن هم می تواند انگیزه و بازده شما را برای مطالعه افزایش دهد به این صورت که با خود عهد کنید اگر درس فیزیک را در مدت زمان مشخصی با تمرکز بخوانید و تمام کنید برای چند دقیقه فیلم مورد علاقه خود را تماشا کنید و یا موسیقی دلخواه خودرا گوش فرا دهید.
با تغذیه ویژه، کم خوابی و ساعات طولانی مطالعه، خود را از امتحان بیزار نکنید. مطمئن باشید اگر هدفتان را از درس و امتحان به روشنی برای خود ترسیم کرده باشید دیگر درس و امتحان برایتان سخت و دشوار نخواهد بود، به گونه ای که یادآوری امتحان سایه از ترس و اضظراب را بر وجود شما بگستراند بلکه فکر کردن به آن هدف و تلاش برای موفقیت در آن انگیزه، انرژی و بازده شما را چندین برابر می کند.
تحقیقات نشان داده است بیش از 45 دقیقه نمی توان روی یک درس متمرکز شد، بنابر این پس از 45 دقیقه مطالعه به یک استراحت 10 تا 15 دقیقه نیاز پیدا می کنیم. در هر محیطی که بیشتر با آن سازگاری دارید مطالعه کنید برخی ازافراد عادت به مطالعه در محیطی شلوغ و پر سر و صدا دارند، اما برخی در محیطی آرام و ساکت تمرکز می گیرند برخی باید راه بروند و بلند بلند کتاب بخوانند اما برخی باید پشت میز بنشینند و آرام به مطالعه بپردازند به هر حال خود را محدود نکنید در هر شرایطی که بهتر تمرکز می گیرید و به مطالعه بیشتر و مفید تر نزدیک می شوید درس بخوانید.
۱-از وقت پیش می خواهند
۲-از قسمت بیش می خواهند
۳- آن دیگران را از آن خویش می خواهند
(خواجه عبداله انصاری)
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
اضطراب و هوس دیدن نا دیدن نیست
زندگی جنبش و جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگه راز تا به جائی که خدا می داند
مهارتهای ارتباطی
آیا تاکنون مجبور شدهاید، برخلاف میلتان خواسته دیگران را بپذیرید؟ چقدر قادرید رنجش و ناراحتی خود را بیان کنید؟
اگر در جایی احساس کنید حقی از شما ضایع میشود چه واکنشی نشان خواهید داد؟اگر در موارد بالا احساس ضعف میکنید، باید بگوییم شما فاقد مهارتی به نام رفتار جرأتمندانه هستید.
رفتار جرأتمندانه در واقع بیان مناسب هر احساسی غیر از اضطراب است. این رفتار، یک رفتار بینفردی است که شامل ابراز صادقانه و نسبتاً صریح افکار و احساسات است به نحوی که از نظر اجتماعی مناسب باشد و احساسات و آسایش دیگران نیز در آن مورد توجه قرار گیرد.به طور کلی جرأتمندی را میتوان توانایی ابراز صادقانه نظرات، احساسات و نگرشها بدون احساس اضطراب دانست.جرأتمندی از طرفی شامل دفاع فرد از حقوق خود، به شکلی که حقوق دیگران پایمال نشود نیز هست.
در اینجا بد نیست ابتدا اشارهای به سبکهای سالم و ناسالم برقراری ارتباط داشته باشیم، مهارتهای ارتباطی خوب مستلزم داشتن سطوح بالایی از خودآگاهی است. آگاه بودن فرد از سبک ارتباطی خویش میتواند به برقراری ارتباطی کارآمد و مستمربا دیگران منجر شود. اگر فرد بداند چه اثری روی دیگران میگذارد، بهتر میتواند تصمیم بگیرد که آیا ارتباط او همان ارتباطی است که وی مایل به برقراری آن بوده یا خیر؟ به طور کلی میتوان گفت سه سبک اصلی در برقراری ارتباطات وجود دارد، سبک پرخاشگرانه، منفعلانه و جرأتمندانه.در سبک پرخاشگرانه فرد با تهدیدکردن، از بین بردن حقوق دیگران و توهین با افراد ارتباط برقرار میکند و سعی دارد از این راه به اهداف خود دست یابد. در سبک منفعلانه برخلاف سبک قبلی فرد با عذرخواهی افراطی و کوچکانگاری خود تمام افکار، احساسات و حقوق شخصی خودش را به نفع طرف مقابل نادیده میگیرد. این در حالی است که در سبک جرأتمندانه همه احساسات به جز اضطراب به راحتی ابراز میشود و نتیجه آن حرکت به سمت اهداف و مقاصد شخصی بدون ضایع کردن حق دیگران است.
● رفتار پرخاشگرانه
افرادی که پیرو این سبک هستند، معتقدند؛ همه افراد باید مانند آنها باشند. آنها همیشه و در همه حال خود را محق دانسته و دیگران را ملامت میکنند و مسوول اشتباهات میدانند. این افراد گمان میکنند انسانهای کاملی هستند که هرگز اشتباه نمیکنند.
افرادی که سبک پرخاشگرانهای در برقراری ارتباط با دیگران دارند، ذهن بستهای داشته و هیچگونه انعطافی برای پذیرش اطلاعات جدید ندارند. آنها شنوندههای ضعیفی هستند و در دیدن نقطهنظرات دیگران دچار مشکل میشوند. آنها کمتر به دیگران فرصت سخن گفتن و انجام کاری را میدهند.
با رفتار خود دیگران را تحقیر کرده و رئیسمآبانه برخورد میکنند. آنها قدرتطلب هستند و به حریم شخصی سایر مردم احترام نمیگذارند. این افراد ممکن است به صورت فیزیکی، کلامی یا عاطفی به دیگران حمله کنند و هرگز سپاسگذاری یا امتنانی نسبت به آنچه سایرین برایشان انجام میدهند، ندارند.
اگر با کسی روبه رو شدید که همیشه اخمهایش در هم است، همه را چپچپ نگاه میکند، مدام انگشت اشارهاش را به سمت طرف مقابل تکان میدهد، خیره نگاه میکند و به طرف مقابل چشم میدوزد و حالت بدنی خشک و بدون انعطاف، لحن صدایش انتقادی، بلند و سرزنشآمیز است و مدام غرولند میکند، میتوانید شک کنید او یک فرد با رفتار پرخاشگرانه است. لحن کلام این افراد اغلب تحکمآمیز است و با کلامشان سایرین را میرنجانند و آزار میدهند. خشم، عصبانیت، بیطاقتی و ناکامی از جمله احساساتی است که آنها اغلب تجربه میکنند.
گرچه ممکن است آنها دیگران را وادار به اطاعت از خود کنند اما این اطاعت توام با رنجش است و رفتار آنها اغلب باعث برانگیختهشدن خشم دیگران میشود تا جایی که گاه طرف مقابل را به مقاومت، برخورد دفاعی، دروغگویی، پنهانکاری، فاصلهگیری و عقبنشینی وادار میکند.
● رفتار منفعلانه
افرادی که در برقراری ارتباط خود با دیگران سبک انفعالی دارند، کمتر عواطف و احساسات واقعی خود را بروز میدهند.
«مخالفت نکن»، «دیگران بیشتر از تو حق دارند» و «به دردسرش نمیارزد» از جمله شعارهای همیشگی این افراد هستند. آنها همیشه موافق و محتاط هستند و اعتراضی به وضعیتهای موجود ندارند.
پیروان سبک انفعالی معمولاً زیاد آه میکشند و همیشه سعی میکنند هوای دو طرف را داشته باشند تا خدای نکرده تعارضی به وجود نیاید. آنها همیشه آرامش خود را حفظ میکنند، حتی وقتی احساس کنند، منصفانه با آنها برخورد نشده است. اغلب به جای اقدام کردن متوسل به شکوه و شکایت میشوند و خیلی راحت اجازه میدهند، دیگران برای آنها انتخاب کنند و تصمیم بگیرند. آنها در برنامهریزی مشکل دارند و خود را نادیده گرفته و فدا میکنند کمتر حرکات چهرهای دارند، بیقرار هستند و مدام از سر توافق لبخند میزنند و سرشان را تکان میدهند. چشمهایشان را اغلب پایین میاندازند، وضعیت بدنی خمیدهای دارند و تن صدایشان همیشه پایین و ملایم است. اگر بخواهید کاری را به آنها محول کنید غالباً جملاتی مانند «من نمیتوانم»، «شما بیشتر از من تجربه دارید» و «ممکن است اشتباه باشد، ولی...» را خواهید شنید. آنها سعی میکنند مشکلات را نادیده، بگیرند، از آنها دوری کنند و حل کردن آنها را به تعویق بیندازند. همیشه به ظاهر موافق هستند، در حالی که گاه موافقت آنها قلبی نیست. انرژی زیادی را صرف پرهیز از تعارضها و مقولههای اضطراببرانگیز میکنند و وقت زیادی را هم صرف گرفتن نصیحت، توصیه و نظارت از دیگران میکنند. بیش از حد معقول هستند و با هر چیزی موافقند و همین امر باعث میشود دیگران نسبت به آنها پرتوقع شوند و دلیلتراشی را در سایر افراد برمیانگیزند.
رفتار جرأتمندانه
کسانی که رفتار جرأتمندانهای دارند، نه تنها برای دیگران بلکه برای خودشان هم ارزش قائل هستند. رفتار جرأتمندانه هرگز به معنای همیشه برنده بودن فرد نیست، بلکه بدان معناست که فرد موقعیت را به بهترین و کارآمدترین نحو ممکن اداره کند.
این افراد معمولاً خوب گوش میدهند و گوشدهندههای فعال و کارآمدی هستند. محدودیتها و انتظارات خود را به راحتی ابراز میکنند و مشاهداتشان را بیان کرده و از قضاوت عجولانه خودداری میکنند. خواستههای خود را در اولین فرصت، مستقیم و صادقانه ابراز کرده و مراقب احساسات دیگران هم هستند. براساس انتخاب خود عمل میکنند و با دانستن اینکه چه چیزی درست است برای رسیدن به هدفشان برنامهریزی میکنند. عمل مدار هستند و انتظاراتشان واقعبینانه است. منصفانه و عادلانه و البته قابل پیشبینی عمل میکنند. در جهت رسیدن به اهداف خود حقوق دیگران را از بین نمیبرند. چهرههای آنها معمولاً حاکی از توجه و علاقه است و از تماس چشمی مستقیم با دیگران ابایی ندارند. با صدایی متناسب و مناسب صحبت میکنند و عواقب کارهایشان را میپذیرند. این افراد اغلب احساسات منفی را از خود دور میکنند و شوق، رضایت و آرامش از خصوصیات آنهاست.آنها نه تنها دیگران را تحقیر نمیکنند، بلکه باعث افزایش اعتماد به نفس دیگران شده و به آنها انگیزه میدهند و به گونهای با اشخاص رفتار میکنند که جایگاه هرکس محفوظ بماند
هر روز کودکان خود را هیپنوتیزم می کنید بدون آنکه خودتان بفهمید
ساده ترین تعریف هیپنوتیزم تلقین کردن یا تلقین شدن است. هیپنوتیزم و تلقین از دیرباز موضوع جذابی برای مردم بوده است و با اینکه کمی اسرارآمیز و غیرواقعی به نظر می رسد امروزه از لحاظ علمی کاملا پذیرفته شده است.
اکثر مردم هیپنوتیزم را یرای رسیدن به آرامش، ترک عادتها و یادآوری خاطرات، موثر می دانند ما با عناصر کلیدی هیپنوتیزم آشنا هستیم،استفاده از فن انحراف ذهن، بکار بردن لحن دستوری موزون و تکراری مانند: "تو چیزی احساس نمی کنی"
امروزه ما همچنین با تلقینات پس هیپنوتیزمی آشنا هستیم که طی آن شخص به گونه ای باورنکردنی تحت تاثیر پیام تلقین شده قرار می گیرد و فرمان را بطور نا هشیار انجام می دهد این کار می تواند در درمانهای پزشکی اثر قابل ملاحظه ای داشته باشد در هر حال چیزی که بیشتر مردم نمی دانند آن است که هیپنوتیزم ممکن است هر روز اتفاق بیفتد هر بار که ما در باره موضوعی صحبت می کنیم، وارد ضمیر ناهشیار فرزندانمان می شویم و برای آن برنامه ریزی می کنیم، اگرچه اصلا چنین قصدی نداریم.
هیپنوتیزم ابتدا برای نیاز ذهن به تغییر یا رفتن به حالت خلسه استفاده می شد ولی این نوع کاربرد، امروزه منسوخ شده است. روش پیشین بیشتر با ناهشیاری افراد سروکار داشت، اما امروزه ذهن بشر بیشتر هنگام بیداری و در حالت هشیاری کامل با هیپنوتیزم در گیر است سالهاست فروشندگان و مسئولان تبلیغات برای جلب مشتری از روشهای برگرفته از هیپنوتیزم بهره می جویند. خوشبختانه هیپنوتیزم به مهارتهای زیادی نیاز دارد، بنابراین، طی مراحلی که قرار است شخص مورد آزمایش، تحت کنترل در آید، اگر هشیاری خود را باز یابد، می تواند با آن مقابله کند. اما هیپنوتیزم غیر عمدی در زندگی روزمره، سبب می شود والدین، ناهشیار پیامهای خود را را طوری به فرزندانشان منتقل کنند که آنها تسلیم شوند، به این ترتیب این پیامها تا آخر عمر در رفتارشان تاثیر خواهد گذاشت، مگر آنکه روزی کاملا محو شود.
متاسفانه بسیاری از جملاتی که والدین بکار می برند بصورت لحن دستوری موزون و تکرای است مانند "تو آخر چیزی نمی شی" "تو فقط مایه دردسری" "پشیمان خواهی شد حلا می بینی" "تو هم مثل بابات عصبانی و بد اخلاق هستی" "خیلی ابلهی"
بسیاری از جوانان بر مبنای همین شیوه گفتگو رشد می یابند این روش تربیتی همیشه و در هر سنی مخرب است به این نوع گفتار که به واسطه آن پیامهای متضادی را به ذهن فرزندانمان القا می کنیم، به دلیل تاثیر زیاد آن "پیشگیری کام بخش" می گویند به این معنا که کودکان با تمام شادابی، نشاط و زیرکی همانگونه که ما در آنان توقع داریم، بار می آیند و سرنوشتشان را پی ریزی می کنند.
در مثالهای زیر کمی اغراق شده است اما بکار گیری هر جمله منفی واقعا مخرب است. باید بدانیم که بیشتر برنامه ریزی های منفی، در ظاهر درست به نظر می آیند. مثلا کودکی را فرض کنید که هنگام بازی از یک درخت بالا رفته است. مادرش با صدای بلند و عصبانی از پشت نرده ها فریادمی زند: می افتی! مراقب باش! سر می خوری! و یا از این قبیل پیامهای منفی که هر روز از سوی اطرافیان به گوش می رسد:
"تو خیلی تنبلی" "تو چقدر خودخواهی" "بچه ابله بهتره بس کنی" "بچه کودن تو عرضه هیچ کاری رو نداری" "تو آدم بدشانسی هستی" "تو آدم بدبختی هستی" "تو اصلا درک و فهم نداری و نمی فهمی" همه این نوع خطابها نه تنها در همان لحظه احساسات بدی را در بچه ها ایجاد می کند، بلکه تاثیراتی مانند هیپنوتیزم دارد و مانند بذری در ذهن کودک کاشته می شود بعد به طور ناخودآگاه عمل می کند، بذرهایی که رشد می کنند و سرانجام تبدیل به حقایق مسلمی در شخصیت کودک می شوند.
شما ناخودآگاه به سوالات کودکانتان پاسخ می دهید
ذهن کودک مملو از سوالات مختلف است، شاید عمده ترین سوالات او از این قبیل باشد "من کیستم؟" "من از کجا آمده ام؟" " من به چه دردی می خورم؟" اینها سوالهایی در خصوص خودشناسی یا مربوط به هویت است که زندگی و تصمیمهای مهم ما بزرگسالان نیز براساس آنها شکل می گیرند. به همین دلیل است که ذهن بچه ها بطور قابل ملاحظه ای تحت تاثیر عبارتهائی است که ما با جمله"تو ...........هستی" به آنها خطاب می کنیم وقتی پیام شما جملاتی از این قبیل باشد "تو چقدر تنبلی" "تو بی نظیری" آنها این گفته های ما بزرگسالان را در اعماق ضمیر ناهشیار خود ثبت می کنند.
بچه ها فکر می کنند بزرگترها همه چیز را می دانند بنا بر این وقتی به کودک می گوئیم "تو دست و پا چلفتی هستی" او نگران می شود، پس او واقعا دست و پا چلفتی است وقتی به او می گوئیم "عجب احمقی هستی ممکن است در ظاهر با پرخاشگری مخالفت خود را نشان دهد اما ته دل با ناراحتی این موضوع را می پذیرد چون شما بزرگتر او هستید و حق با شماست.
روانشناسان و بسیاری از متخصصان دیگر به این کلمات ظاهرا پیش پا افتاده ولی در عین حال پیچیده اهمیت زیادی می دهند این گونه عبارتهای اخطاری منفی بارها و بارها در بزرگسالی تاثیر خود را در زندگی فرد برجای می نهد.
مراقب باشید چیزهائی که دوست دارید بدست آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهائی را که بدست آورده اید دوست داشته باشید (جرج برنارد شاو)
خلاقیت
آیا دوست دارید خلاقیتتان را بالا ببرید؟ آیا فکر می کنید خلاقیت بالا باعث بهبود زندگیتان خواهد شد؟
قبل از دادن پاسخ بله یا خیر به سوال بالا، ببینید واژه ی خلاقیت در نظر شما واقعاً چه مفهومی دارد؟
اگر تصور می کنید خلاقیت فقط برای هنرمندان لازم است، درحالیکه شما مدیر یا معاون یک شرکت هستید، احتمالاً پاسخ شما به سوال بالا منفی خواهد بود. اما باید بدانید که مفهوم خلاقیت چیزی بسیار فراتر از هنر و هنرمندان است و در کلیه ی عرصه های زندگی برای همه مورد نیاز است.
اما در مورد یک مدیر شرکت که افکار جدیدی برای تولید یک محصول جدید در سر دارد چه می توان گفت؟ فردی که برای به مرحله ی عمل درآوردن افکار و ایده های خود، شرکتی تاسیس کرده و صدها نفر را استخدام می کند؟ به نظر شما آیا این کار هم نیازمند خلاقیت نیست؟
در مورد یک دانشمند محقق که در آزمایشگاه خود مشغول به کار است، و سعی دارد تا ماده ای جدید برای ساختن دارویی برای درمان یک بیماری خطرناک بسازد، چه میتوان گفت؟ آیا این هم کاری خلاق نیست؟ مادری که سعی دارد تا با بودجه ی کم خود غذاهای خوشمزه برای کودکانش بپزد چطور؟ او فردی خلاق نیست؟
حال سؤال این است که آیا ما می توانیم توانایی خلاق بودن خود را تقویت کنیم؟ بله، یاد گرفتن اینکه چطور خلاق باشیم کاری بسیار لذت بخش و مفرح است. اکثر ما در دوران کودکی قبل از اینکه قانون های جهان را یاد بگیریم، بسیار خلاق بودیم. راه های بسیار زیادی برای زنده کردن دوباره ی این روحیه خلاقیت در ما وجود دارد.
همه ی ما ندایی درونی داریم که بر هر چه ما به آن فکر میکنیم و انجام می دهیم، نگاهی نقادانه دارد. اکثر اوقات ممکن است متوجه این ندای درونی باشیم و این ندا تاثیری شگرف بر عملکردهای ما در زندگی دارد.
وقتی ما به فکری جدید برمی خوریم، ندای درونیمان به ما می گوید: "این فکری احمقانه است." یا اینکه می گوید، "من نباید هیچ وقت فردی متوسط باشم، باید بدرخشم و همیشه بهترین باشم. همه ی افکار من باید نوگرایانه و عالی باشد. اگر ایده های من از همان ابتدا عالی نباشد، من شکست خورده ام و بهتر است دیگر تلاشی نکنم."
این منتقد درونی سعی دارد تا از ما فردی کامل و مطمئن بسازد، اما ممکن است گاهی تاثیرات مخربی نیز داشته باشد.
اگر این گفتگوهای نقادانه درونی ما اکثراً منفی باشد، توانایی های خلاقانه ما فروکش کرده و رفته رفته از بین می روند. و این حس انتقادگر درونی به جای اینکه به ما کمک کند تا افکار بهتری ایجاد کنیم، توانایی ما را برای مطرح کردن ایده ها و افکار جدید نابود می کند.
اما اگر می خواهید خلاق باشید، موقعش رسیده است که با این منتقد سرسخت درونی مقابله کنید و او را پی نخود سیاه بفرستید!
بررسي مقايسهاي اثربخشي الگوهاي ياددهي – يادگيري در رويكرد
رفتاري – شناختي
در اين تحقيق به بررسي «بررسي مقايسهاي اثربخشي الگوهاي ياددهی – يادگيری در دو رويكرد رفتاري و شناختي» پرداخته شده است. اهداف اصلي تحقيق، به بررسي ميزان انطباقپذيري الگوي ياددهي مدرس، با يادگيري دانشجويان؛ مقايسه اثربخشي الگوهاي رفتاري- شناختي در حيطه پيشرفت تحصيلي دانشجويان و توصيف اجمالي از وضعيت موجود الگوهاي ياددهي- يادگيري معطوف ميباشد.
در زمينهي ارتباط ياددهي و يادگيري، دو ديدگاه مختلف وجود دارد. ديدگاه اول، مدعي است كه بين ياددهي و يادگيري ارتباطي وجود ندارد. فنستر ماخر از فيلسوفان معاصر تعليم و تربيت از اين ديدگاه حمايت ميكند. وي ادعا ميكند، فعاليتهايي كه در فرايند تدريس توسط معلم انجام ميشود به هيچ وجه نميتواند علت تامهي وقوع يادگيري قلمداد شود.
وي تدريس و يا به عبارتي ديگر ياددهي را هدفمند دانسته و معتقد است كه بين ياددهي و يادگيري رابطه وجود دارد. اما به اين معني نيست كه اگر يادگيري صورت نگرفته باشد، الزاماً ياددهي هم انجام نشده است. به عبارت ديگر از نظر «فنستر ماخر» تا ياددهي نباشد، از يادگيري خبري نيست. ليكن انجام ياددهي شرط لازم و كافي براي تحقق يادگيري نميتواند باشد. اين امر به اين معني است كه در يادگيري عوامل مختلفي مؤثرند كه همهي آنها تحت اختيار و كنترل معلم نيستند. مثلاً اگر فراگير خود تمايلي به يادگيري نداشته باشد، هرچند معلم هم تلاش كند يادگيري محقق نخواهد شد. به طور كلي از نظر فنستر ماخر معلم تلاش خود را در تدريس براي تحقق يادگيري به كار ميگيرد ولي اگر يادگيري انجام نشد معلم در قبال آن پاسخگو نخواهد بود (كامكاري، 1385).
پائول هرست از ديگر طرفداران اين رويكرد ميگويد: علاوه بر قصد و اراده كه فنستر ماخر به آن اشاره كرد. معلم بايد از دانش روانشناسي و روشهايي كه به شناخت بهتر فراگير كمك ميكند برخوردار باشد؛ زيرا بدون توجه به ويژگيهاي يادگيرنده، معلم در امر ياددهي موفق نخواهد بود. اسرائيل شفنر در اين رابطه سه معيار براي تمايز تدريس از ساير فعاليتها مطرح ميكند كه عبارتند از: قصد تحقق يادگيري، موجه و منطقي بودن و منش معلم (مهرمحمدي، 1379).
ديدگاه دوم مدعي است كه بين ياددهي و يادگيري رابطهي ضروري و تنگاتنگي وجود دارد. دیوئی از نخستين افرادي است كه بين اين دو فرايند رابطهي ضروري برقرار ميكند. وي براي تبيين اين امر از مثال فروش استفاده ميكند. او چنين اظهار ميدارد كه اگر خريدي صورت نگيرد فروشي هم انجام نشده است. پس تا يادگيري صورت نگيرد ياددهي هم اتفاق نيفتاده است. طرفداران اين ديدگاه بر دستاوردهاي ياددهي تأكيد دارند. ديويي در اين رابطه ميگويد: معلم يك راهنما و يك راهبر است. او هدايت قايق را بر عهده دارد، اما آن انرژي كه قايق را به جلو ميراند، بايد از جانب كساني تأمين شود كه به يادگيري مشغولاند.
در مقايسهي دو ديدگاه با هم مشخص ميشود كه ديدگاه اول مسئوليت اصلي را متوجه معلم ميداند و براي شاگرد نقش ثانويه در نظر ميگيرد.
لازم به ذكر است كه نقش معلم در فرايند آموزش، تسهيل يادگيري است. اين گفته كه «اگر فراگير چيزي نياموخته باشد بدين معني است كه معلم آموزش نداده است»، تاحدي جسارتآميز است. زيرا ادراك امري انتخابي است و تا توجه و دقتي از ناحيهي فراگير صورت نگيرد، يادگيري تحقق نخواهد يافت. توجه و دقت، تحت تأثير عوامل گوناگوني قرار دارد كه برخي از آنها در كنترل معلم است و بقيهي عوامل از كنترل او خارج است. از اين رو نميتوان كار معلم را دقيقاً همانند كار فروشنده دانست. اما از طرف ديگر خريد زماني صورت ميگيرد كه فروشي در كار باشد و تا فروشي انجام نشود، خريدي انجام نخواهد شد.
با توجه به اهميت الگوهاي ياددهي – يادگيري، در اين تحقيق نيز با تكيه بر الگوهاي ياددهي، يادگيري و مد نظر قراردادن الگوهاي ياددهي – يادگيري شناختي و رفتاري، سعي شده است تا در اين تحقيق با نظر سنجي از دانشجويان ، تعيين نمود كه به چه ميزان الگوهاي ياددهي – يادگيري شناختي و رفتاري از انطباق پذيري بالايي برخوردارند بنابر اين پس از بررسی و تجزيه و تحليلهاي نهايي، يافتههاي تحقيق نشان داد كه در حال حاضر و با تاكيد بر وضعيت و ظرفيت موجود دانشگاهها، الگوهاي ياددهي در دانشگاهها، رفتاري بوده و كمتر مدرسان از الگوهاي ياددهي با تاكيد بر حيطه شناختي استفاده ميكنند در حالي كه الگوهاي يادگيري در دانشجويان، شناختي است و كمتر از الگوهاي رفتاري استفاده ميكنند.
توصیه های مهم برای امتحان
امتحان معیار ارزشیابی دانسته ها و توانایی های شماست و شما می توانید از آن به عنوان ابزاری برای ارزیابی مهارت های یادگیری خود استفاده کنید. اما شرایط فیزیکی و ذهنی وجود دارد که عملکرد شما در حین امتحان را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین لا زم است پاره ای نکات را هنگام امتحان رعایت کنید.
برای عملکرد بهتر در امتحان توصیه های زیر را به کار بندید:
۱) با آمادگی کامل و به موقع در سر جلسه امتحان حاضر شوید. وسایل مورد نیاز مثل مداد، خودکار، ماشین حساب، لغت نامه و ساعت را به همراه داشته باشید. با این کار همه چیز در دسترس شما خواهد بود و نیازی به قرض گرفتن وسایل دیگران پیدا نخواهید کرد.
۲) با اطمینان خاطر و آرامش کامل در امتحان شرکت کنید. مثبت اندیشی کنید. همواره این جملا ت را در ذهن خود تکرار کنید: «من برای امتحان کاملا آماده ام و به خوبی از عهده آن برمی آیم.» نگرانی را از خود دور کنید. هر گاه احساس نگرانی کردید، چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دلشوره صحبت نکنید. بهتر است بدانید که نگرانی همچون بیماری مسری قابل سرایت به دیگران است.
۳) آرام ولی هوشیار باشید. اگر حق انتخاب دارید، مکان مناسبی را برای نشستن انتخاب کنید. نیمکتی را انتخاب کنید که بر روی آن فضای کافی برای کار داشته باشید. به پشتی نیمکت تکیه دهید و راحت باشید.
۴) در ابتدا نگاهی گذرا به سوالا ت بیندازید. حدودا ۱۰ درصد از وقت خود را برای این کار صرف کنید. کلمات کلیدی (در سوالا ت) را مشخص کنید و برای پاسخ دادن به سوالا ت زمان بندی کنید. در حالی که سوالا ت را می خوانید، نکاتی که به ذهنتان می رسد و می تواند مفید باشد را در کنار آنها یادداشت کنید.
5- برای پاسخگویی به سوالا ت از یک برنامه منظم پیروی کنید. ابتدا به سوالا ت ساده تر پاسخ دهید و بعد به آنها که نمره بیشتری دارند. سپس به ترتیب به سوالا تی پاسخ دهید که:
- مشکل تر هستند.
- جواب دادن به آنها وقت بیشتری می گیرد.
- نمره کمتری دارند.
۶) در امتحانات تستی برای انتخاب پاسخ درست دقت کنید.
▪ ابتدا پاسخ هایی را که می دانید اشتباه است، کنار بگذارید.
▪ اگر تست نمره منفی ندارد، از بین پاسخ های باقیمانده، پاسخ صحیح را انتخاب نمایید یا حدس بزنید.
▪ اگر امتحان نمره منفی دارد و شما دلیل خاصی برای انتخاب پاسخ خود ندارید، حدس نزنید.
▪ شک نکنید، معمولا اولین گزینه ای که انتخاب می کنید، پاسخ صحیح است. پس پاسخ خود را تغییر ندهید، مگر این که واقعا به نتیجه قطعی رسیده باشید.
7- در امتحانات تشریحی، قبل از پاسخ دادن به سوالا ت خوب فکر کنید.
- ابتدا نکات مهمی را که راجع به سوالا ت به ذهنتان می رسد، در چرک نویس یادداشت کنید.
- این نکات را به ترتیب شماره گذاری کنید.
- سپس آنها را تنظیم کرده و پاکنویس کنید.
8-در پاسخ به سوالا ت تشریحی، به اصل موضوع بپردازید و حاشیه نروید.
- در جمله اول موضوع اصلی را بیان کنید.
- مقدمه ای برای آن بنویسید.
-سپس موضوع را با جزئیات بیشتری توضیح دهید.
-به سوال توجه کنید و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهید. از توضیحات غیرضروری و مثال های اضافی بپرهیزید.
9-) ۱۰ درصد از وقت امتحان را برای مرور مطالب کار بگذارید.
-برای ترک کردن جلسه امتحان عجله نکنید.
- در انتها تمام سوالا ت را مرور کنید.
-مطمئن شوید که به تمام سوالا ت پاسخ داده اید.
-پاسخ ها را یک بار دیگر بخوانید و در صورت لزوم جمله بندی، املا ی کلمات و... را تصحیح کنید.
10- وقتی نتیجه امتحان را گرفتید، آن را بررسی کنید.
-به اشکالا ت خود توجه کرده و سعی کنید در آن زمینه بیشتر مطالعه کنید.
-برای امتحانات آخر سال، سوالا ت امتحانی کلا سی را دوره کنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.
-بهترین روش یادگیری را که برای شما موثر بوده، انتخاب کنید.
-روش هایی که برای شما کارایی لا زم را نداشته، کنار بگذارید.
▪ سعی کنید بهترین روش را پیدا کرده و بر روی آن تمرین کنید تا به نتیجه مطلوب برسید.
سبک های یادگیری
با شناسایی سبک یادگیری خود و به کارگیری تکنیکهای یادگیری ویژه مربوط به آن،یادگیری خود را بهبود بخشید:
۱ ) سبک یادگیری دیداری:
۶۵ درصد جمعیت را شامل میشود. خصوصیات این نوع افراد به قرار زیر است:
- با مشاهده و ترکیب تصاویر با اطلاعات، اطلاعات را به خاطر میسپارند.
- برای برقراری ارتباط با دیگران و همچنین سازماندهی اطلاعات از تصاویر، نقشهها و نمودارها استفاده میکنند.
- معمولاً برای به خاطر آوردن مطلبی چشمان خود را برای تجسم آن در ذهن خود، میبندند.
- بیشتر افراد مرتب و منظمی هستند.
- این گونه افراد در تجسم اشیاء طرحها و نتایج در ذهن خود توانا میباشند.
- معمولاً در کلاس درس نیمکتهای ردیف جلو را اشغال میکنند.
- تمایل به برداشتن یادداشتهای مفصل و با جزئیات فراوان دارند.
- جذب کتابهای مصور میشوند.
- در به خاطر آوردن لطیفهها مشکل دارند.
- برای برجسته ساختن نکات کلیدی از ماژیکهای با رنگ روشن استفاده میکنند.
▪ تکنیکهای یادگیری این سبک:
- در روند آموزش از رنگها، تصاویر، اشکال، نمادها، اسلایدها و جداول استفاده میکنند.
- برای یادگیری بهتر به حرکات و چهره آموزگار نگاه میکنند.
- یک محیط آرام و بدون سر و صدا را برای مطالعه برمیگزینند.
۲ ) سبک یادگیری شنیداری:
۳۰ درصد جمعیت را شامل میشود، خصوصیات این گونه افراد به شرح ذیل است:
- تمایل دارند بیشتر با اصوات و موسیقی سر و کار داشته باشند.
- قادرند ریتم و تن صدا را تشخیص دهند.
- از طریق گوش دادن یاد میگیرند.
- برای به خاطر سپردن اطلاعات آنها را با یک صدای خاص ترکیب میکنند.
- در محیطهای شلوغ و پر سر و صدا تمرکز خود را از دست میدهند.
- به یادداشت برداشتن تمایلی ندارند.
- بیشتر مطالب را با صدای بلند میخوانند.
- برای به خاطر سپردن مطالب دروس خود را با صدای بلند مکرراً روخوانی میکنند.
- در مباحث گروهی کلاس خود مشارکت میکنند.
- از اصوات و موسیقی در یادگیری خود بهره میگیرند.
- به جای نت برداری از ضبط صوت برای ثبت مطالب کمک میگیرند.
۳) سبک یادگیری جنبشی- بساوایی:
۵ درصد جمعیت را شامل میشود و خصوصیات این افراد به قرار زیر است:
- برای یادگیری و به خاطر سپردن اطلاعات از جسم و حس لامسه خود بهره میگیرند.
- به فعالیتهای بدنی و ورزشی علاقهمندند.
- در هنگام برقراری ارتباط و گفتوگو مکرراً دستهای خود را تکان داده و از ژستهای جسمانی استفاده میکنند.
- از آنکه در کلاس درس بیحرکت بنشینند و به درس گوش دهند، بیزارند.
- برای یادگیری و به خاطر سپردن اطلاعات به تحرک و تمرینات عملی نیازمندند.
- هنگام مرور مطالب درسی خود مرتب راه میروند و نکات کلیدی را با صدای بلند تکرار میکنند.
▪ تکنیکهای یادگیری این سبک:
- برای یادگیری بهتر از حس لامسه، حرکت و تمرینات علمی بهره میگیرند.
- حین یادگیری موسیقی گوش میدهند.
ویژگی معلمان خوب
سازماندهی در سازمان آموزشی یعنی انتخاب افراد و منابع کارآمد و مناسب قراردادن آنها درجای لازم و تعیین روابط بین آنها به منظور دست یابی به اهداف نظام آموزشی. وظیفه مدیر آموزشی این است که براساس ویژگی ها و نیاز دانش آموزان یا مقطع تحصیلی تحت نظرخود دبیران متخصص و کارآمد را انتخاب کند. اگر چه درنظام های آموزشی متمرکز انتخاب دبیران از حیطه اختیارات مدیران مدارس خارج است و به سلسله مراتب بالاتر مربوط می شود، ولی مدیران سطوح بالاتر نیز درخدمت آموزش هستند و در نهایت باید نیروها را برگزینند که در محیط مدرسه و کلاس از کارآمدی لازم برخوردار باشند. مدیران مدارس نیز به نوبه خود باید در آن حد که به آنان مربوط می شود در این امر همت بگمارند و چنان چه در ضمن کار متوجه مشکلات و یا نارسایی هایی شدند، پیشنهادات لازم را به سیاستگذاران و برنامه ریزان نیروی انسانی ارائه دهند.
در بحث تأمین نیروی انسانی چه مدیران مدارس و چه مدیران سطوح میانی و عالی به نحوی درگیر تأمین نیروی انسانی می شوند. به عنوان مثال ممکن است فردی مسئول مدرسه غیر دولتی، تیزهوشان و غیره باشد که خود باید در تأمین و انتخاب افراد دخالت ورزد. حتی مدیران مدارس معمولی نیز می توانند قبل از صدور حکم و معرفی دبیران به مدرسه خود سفارشات مخصوصی به منطقه آموزشی خود بدهند. اساسا برای آن که ارزش و احترام مدیران محفوظ باشد.
و نوعی احساس مسئولیت در آنها به وجود آید لازم است که پیش از صدور حکم و شروع به کار هر معلمی آموزش و پرورش منطقه فرد را برای مصاحبه و گفت و گو به مدیر مدرسه معرفی کند تا پس از توافق فکری، اخلاقی و توجه به انتظارات مدرسه و بررسی توان و میزان تعهدات معلم به مدرسه به کار گمارده شود. به هرحال تأمین و انتخاب نیروی انسانی باید تابع ضوابط و اصولی انجام گیرد تا بتوان بهره بیشتری از نیروها گرفت.
مهم ترین سؤالی که مدیر باید به هنگام تأمین نیروی انسانی از خود بپرسد این است که من چه می خواهم. من چه می خواهم یعنی مدیر چه انتظاراتی برای یک نقش یا وظیفه قائل است و نیروی انسانی را برای چه کارهایی می خواهد؟ بخش بزرگی از این سوال به بحثی به نام تجزیه و تحلیل شغل یا کارشکافی برمی گردد. کارشکافی به تعریف و توصیف شغل می پردازد و به صورت تحلیلی نقش ها، فعالیت ها، مسئولیت ها و نتایجی که از یک شغل انتظار می رود را بیان می کند. متاسفانه بسیاری از مدیران که مسئول تعلیم و تربیت نیروی انسانی هستند، خود تعریف روشن و مشخصی از نیروی انسانی ندارند و نمی توانند به روشنی و به روش علمی وظایف معلمین را تعیین کنند.
کار شکافی یعنی مطالعه ویژگی های کمی و کیفی شغل معلمی و شرایط احراز آن از طریق جمع آوری اطلاعات دقیق درباره شغل معلمی. کار شکافی به اینکه معلمی چه ماهیتی دارد؟ هدف و نتیجه کار معلمی چه باشد؟ با چه روش ها و وسیله هایی باید کار انجام شود؟ و بالاخره معلم چه مهارت هایی باید داشته باشد؟ می پردازد. در سازمان خدمات استخدامی و آموزشی یکی از کشورهای غربی درتجزیه و تحلیل شغل به پنج ویژگی توجه شده است:
۱) وظایف کارمند و کارگر (معلم) چیست و با توجه به اطلاعات، امکانات و نیروهای خود چه کارهایی را باید انجام دهد؟
۲) فنون و روش های انجام کار چیست؟
۳) چه تکنولوژی وسایل و امکاناتی باید مورد استفاده قرارگیرد؟
۴) حاصل و نتیجه کار چیست؟ چه تولید و محصولی باید از کار (معلم) پدید آید؟
۵) ویژگی ها و خصوصیاتی که برای انجام موفقیت آمیز کار لازم است، چیست؟
گاهی اوقات همین مفاهیم عنوان ویژگی های معلم (نیروی انسانی) خوب مطرح شده است. مدیر باید حداقل به چند دسته از ویژگی ها توجه کاملی داشته باشد.
۱)سلامتی جسمی:
سالم بودن، نداشتن بیماری های واگیردار و یا مخل کار معلمی. نداشتن معلولیت هایی مثل ثقل جامعه، ضعف بینایی، لکنت زبان و نظایر آن.
۲) سلامت روانی:
نداشتن بیماری های روانی و عصبی از قبیل فشار، افسردگی، عقده های روانی، عقده حقارت، عصبانیت بیش از حد عاطفی و یا بی عاطفه بودن و غیره.
۳) سلامتی فکری:
داشتن قدرت و تفکر و تعقل، برخورداری از تفکر منطقی و استدلال، قدرت درک مفاهیم و موضوعات، قدرت قضاوت و استنتاج، داشتن فلسفه، جهان بینی و ایدئولوژی روشن و نظایر آن.
۴) تحصیلات مناسب:
داشتن حداقل مدرک تحصیلی موردنیاز در رشته خاص تدریس در مقطع تحصیلی مورد نظر.
۵) تجربه با سابقه کار مناسب:
داشتن حداقل تجربه کار تدریس یا کارورزی کافی به طوری که هنگام کار نیاز به آزمایش و خطا نباشد و احتمالا سبب زیان به روحیه و سرنوشت دانش آموزان نگردد.
۶) ویژگی های خانوادگی و اجتماعی:
بررسی شرایط اجتماعی، اخلاقی و تربیتی خانواده برای اطمینان از حسن سلوک و رفتار و ویژگی های تربیتی معلم، داشتن حسن شهرت در بین دوستان و جامعه و نداشتن سوء پیشینه مخل رسالت تعلیمی و تربیتی معلم.
۷) توانمندی ها ومهارت های خاص:
توان انتقال مفاهیم و به کارگیری روش های تدریس نوین. برقراری روابط حسنه با دانش آموزان و مدیر یا معلمان و اولیا، قدرت اداره کلاس، نظارت و سرپرستی بر امور تحصیلی و تربیتی دانش آموزان.
۸) منش و شخصیت:
بررسی میزان برون گرایی ودرون گرایی فرد. میزان دوست داشتن دانش آموزان و علاقه به انسان ها، میزان خونسردی و بردباری و همچنین خونگرمی و جوشش به موقع او، میزان مسئولیت پذیری و حفظ اسرار افراد. اعتماد به نفس، میزان خلاقیت، ابتکار و نوآوری و غیره.
چنان که یک معلم از زوایای فوق مورد مطالعه قرار گیرد، بدون تردید بسیاری از مشکلات موجود مدارس و مدیران برطرف خواهد شد. در چنین وضعی مسلما دانش آموزان نیز بهره بیشتری برده و استعدادهای آنان شکوفا خواهد شد. مجموعه ویژگی های برشمرده از مفهوم به نام خودابزاری را در آموزش و پرورش تضمین خواهد کرد که نهایت امر سبب بهبود کیفی نظام آموزشی خواهد شد. رایت کومبز در کتاب آموزش تخصصی معلمان در این باره گفته است که منظور از تربیت یک معلم خوب یا هر کارگزار دیگری این نیست که فرد به عنوان یک تکنسین. حرفه ای را یاد بگیرد و به طور مکانیکی آن را در همه حالات به یک شکل به کار برد. هدف این است که فرد از معلومات، دانش، آگاهی وجود خویش و منابعی که در اختیار دارد، برای حل مشکلات و مسائلی که مسئولیت آنها بر دوش اوست، بهره گیرد. او مفهوم خودابزاری را برای همه مشاغل صادق می داند. مثلا پرستاری نوین می طلبد که پرستار با بیمار خود روابط انسانی مناسب برقرار کند و یا در مشاوره و روان درمانی خود بیمار باید درگیر مسائل شده و اهمیت کار را درک کند
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|